- 22:43 1405/4/16
- ماهان
درود، راستش من همین الان رسیدم خونه و یهو بدون مقدمهای تصمیم گرفتم بیام یه دونه وبلاگ بزنم همین الان🙏🏼💔
من ماهانم، ۱۶ سالمه. البته نمیدونم متولد ۸۹ رو الان واقعاً ۱۶ ساله حساب میکنن یا نه. در حال حاضر هم حس میکنم از لحاظ روحی بهم تجاوز شده... کاملاً جدی میگم. برای همین گفتم شاید بد نباشه یه جایی داشته باشم که بیام یه کم خودمو خالی کنم، یه جورایی خودمو ریکاوری کنم و هرچی تو سرمه بنویسم.
راستش من هیچوقت آدمِ نوشتن نبودم. همیشه فقط خواننده بودم. نه بلاگ داشتم، نه دیلی تلگرام، نه کلاً هیچجایی که بخوام روزمرگیهامو توش بنویسم یا ثبت کنم
اگه بخوام از خودمم بگم، حقیقتاً هیچ خودشناسی خاصی نسبت به خودم ندارم. فعلاً تنها چیزی که معلومه اینه که رشتهمو تجربی برداشتم و احتمالاً قراره طی سه سال آینده به پنجاه روش سامورایی بهم تعرض بشه🫠🫠
راستش نمیدونم چرا بلاگیکس رو انتخاب کردم. شاید چون دنبال یه جایی بودم که واقعاً ازش به عنوان دفترچه خاطرات استفاده کنم. بلاگیکس هم به خاطر فضای خیلی خودمونیای که داره باعث میشه اینجا احساس راحتی بیشتری داشته باشم. از اون مهمتر، احتمال اینکه یکی از آشناها یا کسایی که میشناسم اینجا پیداشون بشه خیلی کمه... خیلی خیلی کم.
در کل، قراره اینجا چرت و پرت بنویسم. یعنی عملاً از اینجا به عنوان دفترچه خاطراتم استفاده کنم. هرچی تو ذهنمه، هر اتفاقی که برام میافته، هر حس و حالی که دارم.
وقتی داشتم این اکانتو میساختم، دلم میخواست یه جایی داشته باشم که همه این بدبختیهایی که تو این چند سال سرم اومده، یا قراره سرم بیاد، اینجا ثبتشون کنم. که چند سال بعد برگردم بخونمشون و بفهمم اون موقع دقیقاً تو چه وضع اسفناکی بودم و چقدر دنیا باهام سر لج بوده.
در هر صورت، خوشحالم که با همه شماها همنویسنده شدم، یا هر اسم دیگهای که میشه روش گذاشت. امیدوارم اینجا فضای خوبی داشته باشیم.
همین دیگه.