- 02:15 1405/4/18
- ماهان

این کتاب رو قبلاً از یه نشر دیگه با اسم «مستاجر» خریده بودم. راستش اصلاً با ترجمهش حال نکردم. حس میکردم یه جاهایی خیلی خشک ترجمه شده (انگار که کتابو توی گوگل ترنسلیت زده باشن..) و آره همین باعث شد نتونم درست با داستان ارتباط بگیرم. آخرشم با اینکه چند بار خواستم ادامه بدم، بیشتر از فصل سه چهار جلو نرفتم و نیمهکاره ولش کردم.
بعد از یه مدت هم اون نسخه به یه شکل خیلی عجیب غیب گم شد! خلاصه سر از اینجا درآوردم که رفتم دوباره همون کتاب رو خریدم، فقط این بار از یه نشر دیگه:)))
این نسخه که مال نشر یکنامه، حداقل از نظر من ترجمه خیلی روونتر و دلنشینتری داره. فعلاً توی مسیر رفتوآمدهام تا فصل ششم خوندم و تا اینجا واقعاً از انتخابم راضیم. 👍👍👍
اگه قصد دارید «اجارهنشین» خانم مکفادن رو بخونید، به نظرم سراغ ترجمهای که اسم کتاب رو «مستاجر» گذاشته نرید و این نسخه رو انتخاب کنید.
اما درباره خود کتاب... واقعاً باید بگم فریدا مکفادن برای من یکی از اون نویسندههاییه که همیشه یه چیزی برای غافلگیر کردنت توی آستین داره. قبل از این فقط دو تا از کتابهاش رو خونده بودم؛ «بخش دی» و «خدمتکار تماشا میکند» و همون دو تا کافی بودن که عاشق سبک نوشتنش بشم.
چیزی که بیشتر از همه دوست دارم اینه که هیچوقت نمیذاره داستان قابل پیشبینی بشه. هر بار که فکر میکنی فهمیدی قراره چی بشه، یه پیچ داستانی میذاره جلوت که کلاً همه حدسهات رو به هم میریزه. همین غافلگیریها باعث شده حسابی طرفدارش بشم. بعضی از پایانبندیها و پیچشهای داستانهاش انقدر توی ذهنم مونده بودن که تا چند روز بعدش مدام بهشون فکر میکردم و سناریوها رو توی ذهنم بالا و پایین میکردم
+ لطفا به انگشتام توی عکس توجهی نکنید... توی واقعیت اینجوری نیستن توی عکس اینجوری افتاده:((